تبليغاتX
سروتونین
صاف و ساده

بدم میاد از این آدمای مزخرف و بی اراده ای که هر کار بکنی می کنن. هر چی بخری روز بعد تو خونه شون لنگشو می بینی. شاید عجیب باشه ولی من اینجور مواقع به حدی خشمگین می شم که از دماغم بخار در میاد! خودم اهل چشم و همچشمی نیستم و بیزارم اگه کسی بخواد با من اینکارو بکنه! بیزارم از مهمونی که هنوز وارد نشده بجای اینکه تو چشم من نیگا کنه که دارم باهاش حال و احوالپرسی می کنم، اول حواسش به اینه که چی جدیده و چه فرقی کرده! آدمیزاد اینقدر چیپ نوبره به خدا.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 10:41  توسط غزل  | 

چند روز پیش دنبال خواص رازیانه بودم تا بالاخره توی این سایت پیداش کردم. میذارمش اینجا شاید به درد شما هم بخوره.

نام : رازيانه FENNEL
نام علمی Foeniculum vulgare
نحوه استفاده : به صورت خشک، دم کرده و جوشانده

گياه شناسي:
رازيانه گياهي است معطر ، علفي و دوساله كه ارتفاع آن تا 2 متر مي رسد ساقه آن داراي شيارهاي هم دريف و موازي مي باشد برگهاي آن نازك و نخي مانند شوید است گلهاي رازيانه زرد و بصورت خوشه در انتهاي ساقه ظاهر مي شود . ميوه رازيانه كوچك و بطول حدود 8 ميليمتر و عرض 3 ميليمتر بوده و داراي بوئي معطر و طعمي شيرين مي باشد .
رازيانه درمناطق مديترانه اي بخوبي رشد مي كند و در ايران در مناطق شمالي كشور در دامنه هاي كوههاي البرز بطور خورد مي رويد .
رازيانه از نظر طب قديم ايران گرم و خشک است . ريشه رازيانه گرمتر از بقيه قسمت هاي گياه است .

خواص:

1) رازيانه اثر زياد كنده شير را در زنان شير ده دارد و بدين منظور مي توان از دم كرده رازيانه استفاده كرد .
2 )اشتها آور و مقوي است .
3)نفخ و گاز معده رااز بين مي بر د .
4)قاعده آور است .
5)برگهاي رازيانه ادرار آور است .
6)جوشانده ريشه رازيانه ملين مسهل است .
7)روغن تخم رازيانه كرم روده را از بين میبرد .
8)حالت تهوع رابر طرف مي كند .
9)براي برطرف كردن آُسم ، سرفه و تنگي نفس از دم كرده تخم رازيانه بمقدر سه فنجان در روز استفاده كنيد .
10)براي رفع اسهال رازيانه را با زیره سبز به نسبت مساوي دم كرده و به مريض بدهيد .
11)ميتوان از رازيانه داروي ضد نفخ بصورت زير تهيه كرد :
5 گرم پودر انيسون و 5 گرم پودر زيره كرمان ، 5 گرم پودر تخم گشنيز و 5 گرم پودر رازيانه را با هم مخلوط كرده در يك ليتر آب جوش بريزيد و آنرا بمدت 10 دقيقه دم كنيد سپس آنرا صاف كرده و كم كم بنوشيد .
12)رازيانه بعلت داشتن هورمون زنانه رشد دخترها را جلو مي اندازد .
13)رازيانه مغز را فعال مي كند .
14)ريشه رازيانه داراي كومارين Coumarin مي باشد . چون اين ماده رقيق كننده خون است بنابراين آنهايي كه مبتلا به تصلب شرائين يا انسداد رگها هسند مي توانند از جوشانده ريشه رازيانه استفاده كنند .
15)دردهاي مفاصل را برطرف مي كند .
16)اشتها را زياد مي كند .
17)براي از بين بردن درد آرتروز روغن رازيانه را در محل درد بماليد .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:12  توسط غزل  | 

چشمت هنوز وا نشده پیر می شوی
چون آفتاب عصر سرازیر می شوی
بی آنکه خستگی بتکانی در آینه
چون سایه ای شکسته زمین گیر می شوی
از جنس شبنمی که به محض طلوع مرگ
در عرض چند ثانیه تبخیر می شوی
فورا" به رنگ ضایعه در چند عکس تلخ
در ازدحام واقعه تکثیر می شوی
بعد از غروب، بر در و دیوار شهر خویش
چندی اسیر دست تصاویر می شوی
تا کم کمک به دست فراموشی ات دهند
در خاطرات گمشده زنجیر می شوی
حالا که رفته ای به افق های دور دست
کم کم به رنگ متن اساطیر می شوی
ای دفتر مناقشه، ای خواب نا گزیر
حال از کدام زاویه تعبیر می شوی
ای متن گنگ قابل تاویل، بعد از این
طبق کدام ذائقه تفسیر می شوی

دکتر کاووس حسنلی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 17:48  توسط غزل  | 

در کنار تو زمان به سرعت برق و باد می گذره. امروز پنجمین سالگرد یه روز خیلی خیلی نازنینه.خوشبختم از اینکه پنج سال قبل با تو آشنا شدم. عزیزم هفتم مبارک.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:13  توسط غزل 

امروز صبح یه اتفاق خیلی ویژه و غیر منتظره افتاد! دوست اول دبستانم به من تلفن کرد! من هنوز هم در شوک به سر می برم. اینقدر خوشحال و ذوق زده شده بودم که زبونم بند اومده بود. بعد از بیست سال اصلا" نمی تونم تصور کنم چه شکلی شده ولی صداش خیلی ناز بود درست مثل اون موقع ها مهربون و پر شور بود. منو بیست سال کشوند عقب! بیست سال کوچیک شدم، تنها دوست دوران دبستانم بود. هنوز هم اون اخلاق بدمو دارم که خیلی مشکل با کسی دوست می شم. هنوز هم مثل اون موقع ها دوستام کم تعداد و معدودن. ولی همشون با محبتن. همشونو خیلی دوست دارم و خلاصه که نمی دونم باید چی بگم.

از صبح تا حالا هنوز از میزان خوشحالیم کم نشده ولی فرصت نکردم بیام بنویسم. این همسایهء بالایی ما از پریروز روضه گذاشته. بمناسبت عزاداری واسه امام حسین.دو روز قبل اومد منو دعوت کرد!!! چی بگم؟ گفتم باشه میام(الکی) دیروز و پریروز نرفتم. امروز خواهر شوهرش که اونا هم توی این ساختمان زندگی می کنن دوباره اومد و دعوتم کرد. گفت چرا نیومدی! ما منتظرت بودیم. امروز روز آخر هستش ،حتما" بیا. منو می گی از خجالت آب شدم رفتم تو زمین. همسایه ای گفتن، حق الناسی گفتن .خلاصه ساعت 3 تا 5 پیش اونا بودم. ولی راستش پشیمون شدم که چرا روزهای قبل نرفتم. خیلی مجلس گرم و دلچسبی بود، یاد اون سالهایی افتادم که کوچیک بودم و با مامانم می رفتم روضه.( امروز روز سیری در گذشتهء دور بود   ) آخه عینا" همون حال و هوا رو داشت با این تفاوت که من دیگه مثل اون موقعها همهء حواسم پیش خوراکیها نبود! یه کم واسه هر کی که دوستش داشتم دعا کردم، از جمله برای شیلای عزیزم. دعا کردم خوب شی و مریضیها ازت دور شه.

یه آش شله قلمکار محشر هم آخر مراسم دادن. من نگه داشتم مخمل خان بیاد با هم بخوریم. اگر چه که می دونم زیاد میونهء خوبی با آش و غذاهای آبکی نداره. ولی نذریه دیگه. خوردن داره. نذرشون قبول.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:40  توسط غزل  |