تبليغاتX
سروتونین
صاف و ساده

پیشاپیش سال نو رو تبریک می گم. برای همهء شما دوستای خوبم یه سال رویایی پر از موفقیت و اتفاقات خوشحال کننده آرزو می کنم. تعطیلات به همتون خوش بگذره. تا ۲-۳ هفته دیگه خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 16:49  توسط غزل  | 

من دنبال یه رمان می گردم که ارزش خوندن داشته باشه ! می تونید کمکم کنید؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:41  توسط غزل  | 

امروز فهمیدم من و مخمل خان خیلی با هم فرق داریم، سوء تفاهم نشه! منظورم اینه که بین عکس العملهای ما در موقعیت های یکسان تقریبا" هیچ شباهتی وجود نداره. توی لیستی که منشی براش گزارشهای روزمره رو می نویسه یه اسم آشنا دیدم، پرسیدم: اه، فلانی اومده بود؟ جواب داد که آره، آدم بیخودیه باهاش بحثم شد.

همین!  بدون هیچ توضیح اضافه ای. و مطمئنم اگه اصلا" نمی پرسیدم همین یه کوچولو رو هم نمی گفت. یعنی امکان نداره مشکلات و تنشهای بیرون رو با خودش بیاره توی خونه. امکان نداره از ناراحتی هاش صحبت کنه و می دونم که خوشش نمیاد من هم سوال کنم. حالا من...

تمام ریز مکالماتم رو با بقال و چقال میام با آب و تاب تعریف می کنم و اگه با متصدی بانک دعوا کردم یا کسی اعصابمو به هم ریخته چنان با ذکر جزییات شرح می دم که ذهن طرف رو بکلی درگیر ماجرا می کنم. چه اخلاق بدی، وای...

همین یه مورد نیست که! فراوونه از این موقعیت هایی که حسرت می خورم ایکاش می تونستم مثل تو باشم عزیزم.

راستی توی روزنامه نوشته فلفل سیاه دشمن لک و پیسه، خوشحال شدم آخه فلفل سیاه و قرمز زیادی موقع آشپزی مصرف می کنم. فلفل قرمز هم بر عکس اون چیزی که همه فکر می کنن برای اعصاب خیلی مفیده

هوا هم عالی شده، واقعا بوی عید می ده. یه کم ماش خیس دادم واسه سبزه. ما که عیدو نیستیم ولی 2 تا ظرف میذارم برای مامان خودم و مخمل خان که بهش نگاه کنن دلتنگ ما نشن یه موقع

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:39  توسط غزل  | 

بعد از اون بازی آهنگین و به مدد اطلاع رسانی بی چشمداشت وبگذر، متوجه شدم از هر 5 بازدید کننده ای که روزانه قدم رنجه می کنن و به وبلاگ این حقیر سر می زنن 4 تاشون به طمع دانلود آهنگ "میخونه" مهستی میان! که  البته با راهنمایی اشتباه گوگل به هدفشون نمی رسن. از اون جاییکه این آهنگ جز محبوبترین های منه لینکشو برای علاقمندان میذارم. امیدوارم بعد از اینکه دانلود کردید برای من دعا کنید و یه خدا بیامرز هم برای زنده یاد مهستی بفرستید:

http://www.4shared.com/file/21232679/27d9cf3d/Mahasti_-_Begoo_Dar_Shabaye_To.html

متن کامل آهنگ هم اینه:


بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
بی تو عمرم مثل آهنگ سکوت
توی لحظه های خالی میگذره
تو به میخونه نرو عزیز من
من تو دستای تو پیمونه میشم
با همه مستی و آشفتگی هام
من برای تو یه میخونه میشم
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
دیگه من با تو غریبه نیستم
نفسات محرم دستای منه
می دونم که آشناتر شده ای
با همون من که تو من داد میزنه
تو به میخونه نرو عزیز من
من برات قصه مستا رو ميگم
مثل رقاصه ی معبدا میشم
سر عشق بت پرستا رو میگم
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
من همون شاخه نباتم به خدا
توی چشمام من طنازو ببین
تو سکوتم که به عرفان میرسه
غزل خواجه شیرازو ببین
تو به میخونه نرو عزیز من
من برات باده میشم جام میشم
لعبت بهشتی رباعیات
ساقی بزم های خیام میشم
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره
بگو در شبای تو چی میگذره
بی من از شبای تو کی میگذره

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 17:59  توسط غزل  | 

یه چند سالی از دوستی که چه عرض کنم، از دشمنی من و میگرن می گذره. دیو دوسری که می تونه بهترین روزهای زندگی منو تبدیل به زهرمار کنه. روزها و ساعتهای زیادی رو به خاطرش از دست دادم در حالیکه می تونستم با انرژی و مفید باشم . با اینحال خدا رو شکر می کنم چون اگر به بیماری دیگه ای مبتلا بودم که به جای چند روز در ماه کل روزهای یکسال منو زمین گیر و درمونده می کرد دیگه واقعا حرفی واسه گفتن نداشتم. نمی دونم چند نفر توی دنیا با این مصیبت دست و پنجه نرم می کنن یا برای مبارزه و جنگیدن باهاش از چه روشهایی استفاده می کنن ولی اینو خوب می دونم که من چقدر تلاش کردم تا یه راهی برای خلاصی از شر این بلا پیدا کنم. چقدر وقت گذاشتم تا توی اینترنت یه چیز مفیدی پیدا کنم که بتونه به من کمک کنه ولی خب تقریبا همهء این تلاشها بیفایده بود. من جنگیدم، میگرن جنگید ولی من شکست خوردم، تسلیم شدم و قبول کردم که باید جایی براش توی زندگیم باز کنم چون می خواد که جزیی از زندگی من باشه ولی بعد از اینهمه مدت حداقل یاد گرفتم چه جوری باهاش کنار بیام. اینجا می نویسم که اگه خدای نکرده کسی مبتلاست بتونه از چیزهایی که من شخصا" تجربه کردم استفاده کنه.

میگرن چیه؟

یه سردرد غیر معمولی و کاملا متفاوت با اون چیزی که مردم ازش به عنوان "سردرد" یاد می کنن و با یه قرص مسکن قال قضیه رو می کنن و به کاراشون می رسن! سردردهای میگرنی که با عنوان "سردردهای عروقی" در حیطهء طبابت دسته بندی می شن، چند نوع جداگانه داره ولی شایع ترینش همینیه که یقهء منو چسبیده.

سردردی ضرباندار که بعلت گشاد شدن موقتی رگهای خونی جمجمه ایجاد می شه و با انقباض و سفتی عضلات گردن و درد سوزانندهء ناحیه چشم، بینی و اطراف گوش توام هستش بطوریکه مجبورید برای تسکین موقتی درد سرتون رو سمت درد خم کنید . حمله های میگرنی من رو همیشه با مشکل تنفسی روبرو می کنه، بطوریکه احساس می کنم اکسیژن کافی به ریه هام نمی رسه و امکان داره هر لحظه خفه بشم البته این حالت بیشتر شبیه به ترس روانیه تا واقعیت ولی بهرحال قرار گرفتن در یه فضای کوچک با هوای آلوده امکان تشدید سردرد رو فراهم می کنه. معمولا احساس می کنم دست و پام کرخ شده و سطح هوشیاری و ادراکم داره افت می کنه. نمی دونم توی همهء مدلهای میگرن این علایم هست یا نه ولی برای من دیگه این چیزها عادی شده!

یه سردرد یه طرفهء خیلی خیلی شدید که در عرض یکی دو ساعت شدت پیدا می کنه. معمولا با حال تهوع همراهه و توی راه رفتن شخص اختلال ایجاد می کنه. شخص رو به نور و صدا واقعا" حساس می کنه. بنابراین اگه قصد دارین یه آدم میگرنی رو بکشید برید توی چشماش نور بندازین، و یه ظرف غذا که در حالت عادی خیلی دوست داره ببرین جلوش و صدای تلویزیون رو تا ته بلند کنید!!

میگرن معمولا" از 4 ساعت تا 3-4 شبانه روز طول می کشه. کاری که توی اینمدت باید انجام بدین اینه که صبور باشید. به خودتون اطمینان بدید که "بهرحال خوب خواهم شد" برای چند ساعت زودتر یا دیرتر سخت نگیرین. به یه جای ساکت پناه ببرین و سعی کنین بخوابین. اگه یه قرص خواب آور سبک مثل نصف "آلپرازولام" بهتون کمک می کنه اونو از خودتون دریغ نکنید. اگه تهوع دارین "دیمن هیدرینات" بخورید و بعد یه غذای ساده و سبک صرفا برای در امان نگه داشتن معده تون از شر اسید. چون خود گرسنگی باعث تشدید سردرد می شه.

سردردهای میگرنی معمولا" به هیچ دارویی جواب نمیدن (منظورم داروهای پیشگیری کننده نیست که مجبورید در طولانی مدت استفاده کنین و عوارضشو هم تحمل کنید) و البته این موضوع در آدمای متفاوت خیلی فرق میکنه. یعنی اگه همسایهء میگرنی شما به ارگوتامین جواب میده، این دارو شما رو الزاما" خوب نمی کنه. پس بهتون توصیه می کنم به جای دکتر بازی و وقت تلف کردن توی مطب های مغز و اعصاب به خودتون اعتماد به نفس بدین و سعی کنین اون عاملی که حال شما رو خوب می کنه پیدا کنید.

اینقدر گفتنی دارم که نمی دونم کدومو اول بگم، می دونم آخرش هم نمی تونم یه چیز کامل بنویسم! فقط بگم اگه یه دارو گیر آوردین که میگرنتونو تسکین میده حتما بلافاصله با شروع اولین علایم اونو مصرف کنید چون هر چه که از زمان شروع سردرد بگذره احتمال پاسخ به درمان های خوراکی به صفر می رسه.

"ایمیگران" یا همون آ-میگرن (ضد میگرن) روی من موثر بود. این قرص های کوچولوی شفابخش دونه ای هشت هزار تومان از داروخانه ها قابل تهیه هستن. اول با پزشکتون مشورت کنین بعد بخرید و امتحان کنید.

من یه مدت هم استامینوفن کدیین و ایبوپروفن با هم می خوردم. این دیگه فاجعه است. اگر چه که سردردامو خوب می کرد اما به معنای واقعی معده ام رو داغون کرد. شنیدم که بعضی ها با یه قهوه یا نسکافهء غلیظ خلاص می شن ولی روی من تاثیر چندانی نداره! اونایی که مبتلان می دونن وقتی سردرد عین بختک می چسبه بهت دیگه نمی تونی جم بخوری، اینجور مواقع فقط باید یه جای خیلی آروم و بی سرو صدای تاریک پیدا کنی و تا خوب شدن سردردت استراحت کنی! پس بهتره همهء تلاش موثرتون رو بکنید که دچار نشید. این جملهء کلیشه ای  "پیشگیری بهتر از درمان است" در مورد میگرن واقعا جواب میده!

سعی کنید در مورد خودتون بیشتر دقت کنید. ببینید چه مواقعی بیشتر دچار میشید. ببینید چه عواملی می تونه شما رو آسیب پذیر کنه. سعی کنید واقعا از اون موقعیت ها دوری کنین.
استرس، دلواپسی، هوای بیش از اندازه سرد یا گرم، خستگی زیاد، فعالیتهای ورزشی سنگین ، بی خوابی و ... که منو از پا در میاره.

اعتقاد شخصی من میگه: علاوه بر اینکه سابقهء فامیلی احتمال ابتلا به سردرد رو افزایش میده، آدمهای وسواسی و کمالگرا بیشتر مبتلا می شن. پس به هیچ عنوان زندگی رو برای خودتون سخت نگیرید! به این باور برسید که هر جور باشه می گذره. به حرف مردم زیادی اهمیت ندین، برای خودتون و دلتون زنده باشین و زندگی کنید، فشارها و خواسته های غیر منطقی رو مدیریت کنین. تمرین کنین در مواقع لازم با قدرت بگید "نه" و از اینکار احساس شرمندگی نکنید. در مواقع عادی که حالتون خوبه شرایط زمان میگرن رو برای خانواده تشریح کنین و از اونا بخواهین زمان گرفتاری به پرو پاتون نپیچن. توضیح بدید که اینجور مواقع حوصلهء خودتون رو هم ندارین!

نقش اطرافیان رو نمی شه نادیده گرفت. اونا می تونن میگرن رو بدتر کنن یا با شمای مریض همکاری کنن که زودتر خوب شین. شاید این موقعیت مناسبی باشه که از همسرم تشکر کنم که واقعا" صبور و بزرگواره. ازش ممنونم که منو درک می کنه و می دونه چه جوری با من و شرایطم کنار بیاد.

من رژیم غذایی خاصی رو رعایت نمی کنم اما می دونم که این خوراکی ها برای میگرنی ها مضر هستن:
بستنی - پنیر - شوکولات - ژامبون - سوسیس - کالباس - و کلا" این غذاهای چرندی که به اسم فست فود به خورد ملت میدن. داروهای ضد بارداری مثل قرصهای LD-HD ، قرصهای تری فازیک و کلا" داروهای هورمونی هم  میگرن رو بدتر می کنه.

میگرن می تونه منجر به افسردگی بشه! حواستون جمع باشه! یه جا خوندم که: میزان سروتونین پلاسما بهنگام شروع حملات میگرنی کاهش یافته و در تمام مدتی که بیمار از سردرد رنج می برد، پایین باقی می ماند!

و جالبه که خود افسردگی باعث تشدید میگرن و افزایش دفعات ابتلا می شه! پس تا می تونید از خودتون مواظبت کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:18  توسط غزل  | 

ما زرنگ شدیم و خواستیم برای مسافرت عیدمون برنامه ریزی کنیم! بعد از اینکه تصمیم گرفتیم کجا بریم، رفتیم سراغ بلیط هواپیما و رزرو هتل. به خیالمون الان می گن: به به، سرافرازمون کردین، بفرمایید first class دربست مال شما، اگه امری فرمایشی بود در خدمتگزاری حاضریم. بعد که چرتمون پرید دیدیم نه بابا. روی بوفه که هیچ. قسمت بار هواپیما هم به ما جا نمیدن! من یه چیزیو نمی فهمم  هر چه قدر این طیاره ها قراضه تر می شن و امکان پودر شدن و جزغاله گردیدن بین زمین و آسمان افزایش می یابد! مردم برای پریدن حریص تر می شن. جریان چیه؟
 خلاصه که بعد از جور شدن بلیط، یه نفس راحتی کشیدیم و لیست هتل های 4 ستاره رو گذاشتیم جلومون که کدومو انتخاب کنیم؟ باز چرتمون پرید که از 4 ستاره تا بی ستاره همه فول! خب دیگه چاره ای نیست باید یه کم ولخرجی کنیم بریم توی هتل 5 ستاره و تا می تونیم پول خرج کنیم که احیانا" این پولهای ما باعث سنگینی طیاره و سقوطش نشه. اون وقته که زبونم لال خون 300 تا مسافر بی زبون می افته گردن ما! حالا واسه اون هم اسممون رفته توی لیست که خبرمون کنن!

نتیجه اینکه مبادا کسی این ایرانیها رو دست کم بگیره!   چون یاد گرفتن از 2 ماه قبل برای مسافرت هاشون برنامه ریزی کنن. این یعنی اینکه دیگه ایرانیها دقیقه نودی نیستن. به افتخارشون....

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:0  توسط غزل  | 

بعد از اینکه فهمیدم علت اصلی وقت کم آوردن من، وبلاگ بازیه! تصمیم گرفتم دیگه ننویسم یا کمتر بنویسم تا شاید وقت کمتری رو توی اینترنت بگذرونم. و جدا" جواب داد!!! اما...

امروز که یه سر به این وبلاگ یتیمم زدم دیدم دوست خوبم  نوشین عزیز منو به یه بازی دعوت کرده! چقدر آدم ذوق می کنه وقتی به یاد دیگران می مونه. مرسی نوشین جون.

پس توی این بازی شرکت میکنم که دعوت دوستم رو رد نکرده باشم.دوم اینکه "هفت" برای من و همسرم عدد نازنینیه و اینجوری می تونم 7 تا از بهترین آهنگ هایی رو که دوست دارم بهش تقدیم کنم:

1.اگه چشمات مال من بود، تو نگاه تو می مردم... اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم (معین)

2.هیچ کسی مثل من و تو، زنده در هوای هم نیست... هیچ کسی مثل من و تو، جفت هم نیمهء هم نیست... نباید بین من و تو نفسی فاصله باشه... وقتی می تونه جدایی قصهء دلتنگی باشه (هلن)

3.من اگه نباشم، کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش... کی اگه نباشی میگیره نفسهاش (کامران&هومن)

4.گریه کن، گریه قشنگه... گریه سهم دل تنگه... گریه کن، گریه غروره... مرهم این راه دوره (سیاوش قمیشی)

5. تو به میخونه نرو عزیز من... من تو دستای تو پیمونه می شم... با همه مستی و آشفتگی هام... من برای تو یه میخونه می شم (مهستی)

6.وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد... انگار نه از یه شهر دور... که از همه دنیا میاد... تا وقتی که در وا میشه، لحظهء دیدن میرسه... هر چی که جاده است رو زمین... به سینهء من می رسه (هایده)

7. و کل آهنگ زیبای "یگانگی" با صدای ستار

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:53  توسط غزل  |