تبليغاتX
سروتونین
صاف و ساده

آخر هفته رفته بودیم پارک جنگلی، اینم عکس پسر بچه 4 ساله ای که با سخاوت، بچه های دیگه رو سوار اسبش می کرد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:10  توسط غزل  | 

اینروزا همش به داشتن یه توله سگ فکر می کنم! هی میشینم سبک سنگین می کنم می بینم نه! شدنی نیست. مشکل اول اینه که خونهء ما آپارتمانیه نه ویلایی و همسایه هامون هم قربونشون برم زیادی آداب دون و نماز خون و وسواسی و تمیز و البته غیر عادی. حیاطمون هم پر از گلای رنگ و وارنگه که آقا سگه 2 روزه می تونه پدرشون رو در بیاره. در ثانی مطمئنم هیچ کدوم از فامیل محترم ما رو با سگمون راه نمیدن! و بالاخره اینکه در دهن مردم رو که نمی شه بست! شروع می کنن به قصه بافی که آره فلانی بچه دار نمیشه رفته سگ آورده. آخه اینم شد زندگی؟ وقتی یه کار به این کوچکی هم نمی تونی برای دل خودت بکنی! برای من که از بچگی همیشه یکی دو تا حیوون خونگی داشتیم تحمل این محدودیت های مسخره سخته! حالا یه مدتیه که دلم می خواد برم کله این همسایه های خشکه مقدس رو بکنم که فکر می کنن اگه یه موی سگ یا گربه توی خونشون درز کنه، پیف پیف همه جا نجس شده و از فرق سر تا نوک پاشون رو آب می کشن! ما ایرانیها کی آدم می شیم؟ کی می تونیم دنیا رو جدای از ذهنیات قالبی که نسل به نسل منتقل شده و حتی یک بار هم نعوذبالله به درستیشون تردید نکردیم از یه دریچه دیگه، یه جور دیگه نگاه کنیم؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:52  توسط غزل  | 

گرونی و تورم داره مردم رو خفه می کنه. من واقعا دلم برای اینایی که چند تا بچه دارن و حقوق و درامد کافی هم ندارن میسوزه. ملت چه جوری می تونن با 200-300 هزار تومان در ماه گوشت کیلویی 8 هزار تومانی و سیب- زمینی پیاز کیلویی 800 تومانی بخرن؟ خونه و ماشین که پیشکش! خدا چه صبری به این مردم داده جدا"!! خیلی زجرآوره که آدم نداشته باشه و شرمنده نگاه بچه هاش باشه... کی به فکر مردمه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:28  توسط غزل  | 

دارم سعی می کنم درس بخونم! نصف "هیلگارد" رو تا الان خوندم ولی وقت کم میارم! خونه به طرز اعصاب خرد کنی نا مرتب و ریخت و پاشه. چرا بعضی ها فکر می کنن آدم وقتی کار بیرون نمی کنه کلی وقت آزاد داره که می تونه لم بده خودشو باد بزنه؟!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 19:23  توسط غزل  |